تابستون سال 94
سلام به همه دیگه یه دو ماهی میشه که راه افتادم و دارم آتیش بپا می کنم تازه درام آروم آروم اسم پدر و مادرم رو هم صدا می کنم ...
نویسنده :
بابا کمال و مامان آتنا
18:56



